من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب د یدنم آزاد باش
گر چه تو تنهاتر از من میشوی
آرزو دارم تو هم تنها شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
معنی برخورد های سرد را

******* من پذیرفتم شکست خویش را *******
آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
خداحافظ

خداحافظحاف
بغض صدا
هوای رفتن میکنی وقتی محتاج تو ام
گلامو پر پر میکنی وقتی گرفتار تو ام
دفتر خاطراتمو با اون چشات پس می زنی
بغض صدای خسته مو ببین چه ساده میشکنی
بهونه موندن من چه خوبه با تو زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
بهونه موندن من با رفتنت چی کار کنم
بدون خوندن به خدا فقط باید باید دعا کنم
با رفتنت این عاشقی میمیره و تمام آب میشه
شمع آروزوهامونم میسوزه نم نم آب میشه
برو عزیز تو هم برو دنیای بی وفاییه
فقط اینو بدون عزیز اون بالا هم خداییه

دفتری که بسته شد دیگه بازش نکنید
دلی که شکسته شد دیگه نازش نکنید



