تو اگه صدامو مي شنوي بدون دلم تنگه برات
بگو تو هم هر شب به ياد من باروني ميشه گونه هات
بگو هنوزم دل تو طاقت دوري نداره
بدون هنوز شاخه هاي گل تو رو به ياد من مياره
ديگه حتي قاصدكها واسم پيغامي نداره
هيچكي نيست منو بفهمه سر روي شونم بذاره
چه غريبانه نشستم چش به راهت تك و تنها
چه كنم وقتي كه نيستس منم و دنيا ي غم ها
هنوزم شاخه هاي گل تو رو ياد من مياره
اشك چشمام حلقه بسته چشام تا سحر بيداره...

+ نوشته شده توسط یه بی کار در یکشنبه چهاردهم آبان 1385 و ساعت
21:32 |
